چرا تورم بالاتر یه هدیه برای کریپتوئه؟

(این مطلب نظر شخصی نویسنده است) وقتی تورم جهانی اواخر سال ۲۰۲۱ شروع به بالا رفتن کرد، من پیشبینی کردم که اقتصاددانهای کلان قراره مراحل مختلفی از سوگواری رو طی کنن. «تیم گذرا» رو یادتونه؟ اون مرحله اول بود؛ انکار. بعدش همشون تقصیر رو انداختن گردن ولادیمیر پوتین. اون مرحله خشم بود. ما الان داریم
(این مطلب نظر شخصی نویسنده است)
وقتی تورم جهانی اواخر سال ۲۰۲۱ شروع به بالا رفتن کرد، من پیشبینی کردم که اقتصاددانهای کلان قراره مراحل مختلفی از سوگواری رو طی کنن.
«تیم گذرا» رو یادتونه؟ اون مرحله اول بود؛ انکار.
بعدش همشون تقصیر رو انداختن گردن ولادیمیر پوتین. اون مرحله خشم بود.
ما الان داریم وارد مرحله سوم میشیم؛ چانهزنی. میخوایم تورم رو بیاریم پایین، ولی نه خیلی سریع. شماره چهار تو مراحل سوگواری، افسردگیه.
مرحله پنجم هم پذیرشه؛ اینکه ما برای همیشه با هدف تورم ۲ درصدی خداحافظی میکنیم.
«این همون دنیاییه که کریپتو براش ساخته شده»
این همون دنیاییه که کریپتو براش ساخته شده؛ دنیایی که توش دولتها فکر میکنن صلاح اینه که تورم و بدهی بالاتر رو تحمل کنن.
شوک تورمی بعد از کووید اینقدر طول کشید، چون همهگیری برای همیشه ظرفیت تولید رو نابود کرد، چون دولتها بیش از حد بدهی بالا آوردن و چون بانکهای مرکزی با برنامههای خرید، این بدهی رو تبدیل به پول کردن و نتونستن به موقع عقبنشینی کنن.
امروز، فقط بانک مرکزی اروپا به نظر میاد که به هدف ۲ درصد رسیده، ولی این یه خطای دیده. ارزش یورو امسال حدود ۱۵ درصد پایین اومده. قیمت نفت ۱۰ درصد. قیمت گاز ۲۰ درصد. قیمت برق ۳۰ تا ۴۰ درصد.
اگه منطقه یورو واقعاً تو یه مسیر بلندمدت به سمت نرخ تورم پایدار ۲ درصد بود، ما باید همین الان تورممون نزدیک به ۰ تا ۱ درصد میبود، چون به محض اینکه قیمتهای انرژی و نرخ ارز ثابت بشن، نرخهای کلی دوباره بالا میرن.
تخمینهای خیلی سرانگشتی خودم برای نرخ تورم پایدار، ۳ درصد برای منطقه یورو، ۳.۵ درصد برای آمریکا و ۴ درصد برای انگلیسه.
در تئوری، بانکهای مرکزی مستقل میتونن جلوی این جریان وایسن. در عمل، همه بانکهای مرکزی دارن میفهمن که از چیزی که فکر میکردن، کمتر مستقل هستن.
حتی یه بانک مرکزی به استقلال فدرال رزرو هم نمیتونه جلوی یه دولت مخالف وایسه.
بانک مرکزی انگلیس تحت هیچ فشار رسمیای از طرف دولت انگلیس نیست، ولی جوری رفتار میکنه که انگار هست.
روزنامهنگارها میدونن که خودسانسوری از سانسور مستقیم بدتره. ولی بزرگترین وابستگی از همه، وابستگی اروپاست به آمریکا. اگه آمریکا از تورم ۲ درصدی فاصله بگیره، بقیه هم همین کار رو میکنن.
«پس بیایید سناریوی نرخ تورم جهانی ۳-۴ درصدی رو بررسی کنیم»
پس بیایید سناریوی نرخ تورم جهانی ۳-۴ درصدی رو بررسی کنیم.
شاید فکر کنید این چیز مهمی نیست. فقط یکی دو درصد بیشتره. ولی این روش فکر کردن اشتباهه.
نرخ تورم ۳ درصد، ۵۰ درصد بالاتر از هدف قبلی ۲ درصده و ۴ درصد، دو برابرشه. در طول زمان، فاصله قیمت بین هدف قدیمی و واقعیت جدید، خیلی زیاد میشه.
اگه شما یه اوراق قرضه ۱۰ ساله داشته باشید، یه افزایش غیرمنتظره تو نرخ بهره از ۲ درصد به ۴ درصد، ارزش اوراق شما رو نصف میکنه. ولی دارندههای اوراق، با یه تأخیری، با درخواست نرخ بهره بالاتر، ضررهاشون رو جبران میکنن. نرخ بهره روی بدهیهای بلندمدت بالا میره.
ولی این همهاش نیست. اگه بانکهای مرکزی جرأت دفاع از هدف ۲ درصدی رو نداشته باشن، بازارها به این نتیجه میرسن که جرأت دفاع از هدف ۳ درصدی رو هم ندارن، در واقع هیچ هدفی رو ندارن.
«بانکهای مرکزی که قرار نیست دوباره غیرت به خرج بدن، مگه نه؟»
اعتبار یه بانک مرکزی بر اساس اقدامات گذشتهاشه. انتظارات تورمی از کنترل خارج میشن. اگه ۳ درصد، ۲ درصد جدیده، پس چی جلوی ۵ درصد رو میگیره که ۳ درصد جدید نشه؟
بانکهای مرکزی که قرار نیست دوباره غیرت به خرج بدن، مگه نه؟
داستان من در مورد توهمات اقتصاددانهای کلان، ریشه در مدلهای اونها داره.
تو اون مدلها، تورم به هیچ وجه نمیتونه از هدف بالاتر بره، مگر برای دورههای کوتاه. تو اون مدلها، انتظارات تورمی همیشه تحت کنترله.
در حالی که بقیه ما تو دنیای واقعی زندگی میکنیم، اقتصاددان کلان داخل یه مدل زندگی میکنه. اگه بهش اشاره کنی که تورم برای همیشه از هدف بالاتر رفته، بهت میگه از اقتصاد هیچی سرت نمیشه، چون مدلش میگه که این به هیچ وجه ممکن نیست.
من ادعا نمیکنم که از بازارها باهوشترم، ولی متوجه شدم که بازارهای مالی از اجماع اقتصاد کلان پیروی میکنن، حتی اگه این با دادهها در تضاد باشه.
این تا حدی به این دلیله که تفکر اقتصاد کلان بر اون اجماع غالبه. همین الان، قیمت اوراق قرضه هنوزم به طور کلی با این ایده سازگاره که تورم در نهایت به ۲ درصد برمیگرده.
خب اگه برنگرده چی؟ با تورم بالاتر، بدهی سریعتر بیارزش میشه.
در تئوری، این باید خبر خوبی برای دولتهای خیلی بدهکار باشه، جز اینکه سرمایهگذارای اوراق قرضه نرخ بهره بالاتری رو درخواست میکنن. برای دولتهایی مثل فرانسه، این یه فاجعه مطلق میشه.
نرخ بهره بالاتر برای همه مشکل ایجاد میکنه. برای آمریکا میتونیم یه کف نرخ بهره ۴-۴.۵ درصدی داشته باشیم و نرخهای بلندمدت هم به ۶ یا ۷ درصد برسن. تو اروپا، این محدوده ممکنه ۳-۵ درصد باشه.
این یه محیط مالیه که به نفع کریپتوی ساده و اصلیه. تأثیرش روی کریپتوی مشتقه، مثل استیبلکوینها یا بقیه مشتقات مبتنی بر بلاکچین از داراییهای مالی با پشتوانه پول فیات، سختتر قابل پیشبینیه.
یه استیبلکوین در رابطه با دارایی زیربناییاش—یعنی دلار آمریکا و اوراق قرضه آمریکا—پایداره. ولی اگه خود دارایی پایدار نباشه چی؟
اون برنامه بدهی بزرگ ترامپ، بزرگترین برنامه بدهی تو تاریخه. این آمریکا رو تو وضعیتی قرار میده که بهش میگن «سلطه مالی»؛ یعنی سیاست مالی بر سیاست پولی غلبه میکنه و باعث تورمی میشه که بانک مرکزی نمیتونه جلوش رو بگیره.
هدف سیاستی پشت استیبلکوینهای دلاری این میشه که با ارائه یه دارایی ذخیره ارزی مشتقه جدید به دنیا، دسترسی به دلار و اوراق قرضه آمریکا رو گسترش بده.
در سطح کاملاً فنی، این میتونه کار رو برای آمریکا برای افزایش بدهیاش راحتتر کنه. ولی این فقط یه حباب اعتباری دیگهست که لباس تکنولوژی جدید پوشیده.
همین رو در مورد وامهای مسکن پرریسک (subprime) هم میگفتن؛ که به خاطر نوآوری مالی، کاری که قبلاً ممکن نبود، الان ممکنه. هر حباب مدرنی با این وعده میاد که این دفعه فرق میکنه.
یه استیبلکوین دلاری شبیه به اون اوراق بدهی وثیقهدار (CDO) قبل از بحران مالیه. من پیشبینی یه فاجعه فوری رو نمیکنم.
اونایی که سنشون قد میده یادشونه که بازارهای اعتباری برای سالها رونق داشتن. مهمونی بالاخره تموم شد. کلی آدم خیلی پولدار شدن. بعضیها هم موفق شدن به موقع خارج بشن.
این بازی استیبلکوین بر اساس یه چشمانداز ژئوپلیتیکی لرزانه؛ اینکه آمریکا میتونه سلطه جهانی دلار رو حفظ کنه. اگه این فرض درست باشه، استیبلکوینها ابزارهای اصلی میشن.
چیزی که من دارم میبینم اینه که دنیای ژئوپلیتیکی تکهتکه ما داره به یه سمت دیگه میره.
چین، هند، روسیه، برزیل دارن به شدت از دنیای دلار آمریکا فاصله میگیرن و زیرساختهای مالی جایگزین خودشون، مثل Brics Pay، رو ایجاد میکنن.
اتحادیه اروپا از نظر سیاسی اونقدر ضعیفه که نمیتونه حمایتش از اوکراین رو بدون آمریکا، یا بدون مصادره داراییهای روسیه، تأمین مالی کنه.
در تئوری، این باید یه لحظه طلایی برای اتحادیه اروپا میبود؛ یه سیاست مالی غیرمسئولانه آمریکا که سرمایهگذارای جهانی رو میترسونه. ولی کی تو این شرایط تو اروپا سرمایهگذاری میکنه، با توجه به سیاستهای سمی و عدم پویایی اقتصادی تو کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا؟
اینا نیروهای بزرگ زیربنایی هستن که سرمایهگذاریها رو به سمت کریپتو و طلا هل میدن و ما تازه اول راهیم.
طلا تا حالا نسبتاً بیشتر سود برده. این یه دارایی ذخیره رسمی برای تقریباً همه بانکهای مرکزیه.
هیچ بانک مرکزیای هنوز کریپتو رو به عنوان دارایی ذخیره قبول نکرده. ولی آلس میشل، رئیس بانک مرکزی چک، اوایل امسال یه پیشنهادی رو مطرح کرد تا امکان یه سبد آزمایشی بیتکوین رو بررسی کنن. اینجوری شروع میشه.
همزمان که آمریکا داره ارزش پولش رو پایین میاره و درآمدش رو از طریق استیبلکوینها اهرم میکنه، منطقیه که بقیه تو ارزهای دیجیتالی مثل بیتکوین سرمایهگذاری کنن.
بانکهای مرکزی، برخلاف سرمایهگذارها، کارشون پول درآوردن نیست. ولی باید ریسکهاشون رو متنوع کنن. ارزهای دیجیتال میتونن بهشون کمک کنن.
پذیرش ارزهای دیجیتال به عنوان داراییهای ذخیره بانکهای مرکزی زمان میبره. ممکنه از طریق یه سری شوکهای خارجی، مثل یه جنگ یا سقوط بازار سهام، سریعتر بشه.
حرف آخر اینه که تو دنیایی که دولتهای مستأصل برای تأمین مالی بدهیهای روزافزونشون به تورم متوسل میشن، ارزهای دیجیتال فقط میتونن وضعیت خوبی داشته باشن.
بیارزش کردن پول یه موضوع همیشگی تو ستونهای من بوده. ولی الان داره اتفاق میفته. برای صنعت کریپتو، این یه هدیهست که هی بهشون فایده میرسونه.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰